زبانم را نمی فهمی٬ نگاهم را نمی بینی
ز اشکم بی خبر ماندی و آهم را نمی بینی
سخنها خفته در چشمم٬ نگاهم صد زبان دارد
سیه چشما! مگر طرز نگاهم را نمی بینی؟
سیه مژگان من! موی سپیدم را نگاهی کن
سپید اندام من! روز سیاهم را نمی بینی؟
پریشانم٬ دل مرگ آشیانم را نمی جویی
پشیمانم٬ نگاه عذر خواهم را نمی بینی
گناهم چیست جز عشق تو؟ روی از من چه می پوشی؟
مگر ای ماه! چشم بی گناهم را نمی بینی؟

1- آیا سزاوار است مالک من شوی در حالی که برای تو نباشم ، آیا بر می تابی که جسمم برای تو باشد ولی
قلبم نه .
2- عشق عنان گسیخته جوانی ، مردانگی ای است رها از دلزدگی ها ، زنانگی ای است دلگرم از آتش مهر
و می درخشد با نور آسمانی که ژرف تر از آسمان ماست
3- عشق چنین است : آهی از اقیانوس احساس ، اشکی از آسمان اندیشه ، لبخندی از کشتزار روح .
4- عشق در جان ها همانند شراب است ، در جام آنچه از او نمایان گردد آب است و آنچه پنهان باشد مستی
5- زیبایی آن چیزی است که روح را جذب می کند ، به آن عشق می ورزد بی آنکه از او چیزی بگیرد
به یادتان هستم به یادم باشید
نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 11:50 موضوع | لینک ثابت
خدایا ! من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم ٬ همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد ٬ می آید سراغت . من همانی ام که همیشه دعاهای عحیب و غریب می کند و چشم هایش را می بندد و می گوید : من این حرف ها سرم نمی شود . باید دعایم را مستجاب کنی .
همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند . همانی که نمازهایش یکی در میان قضا می شود و کلی روزه نگرفته دارد. همانی که بعضی وقت ها پشت سر مردم حرف می زند گاهی بد جنس می شود البته گاهی هم خود خواه ٬ گاهی هم دروغگو و حالا یادت آمد من کی هستم؟
نوشته شده توسط من در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت 11:38 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY